پادشاهان بر سکههای ایران
دو و نیم هزار سال شاهان، خلفا و سلاطینی که نام، تصویر یا فرمانهایشان بر سکههای ایران آمده است. هر بخش به فهرست سکههای دوران مربوطه پیوند دارد.
مقایسه سنتهای سکهای سلسلهها
هر سلسلهٔ ایرانی از سکه برای طرح ادعایی متمایز دربارهٔ منبع اقتدار خود بهره میبرد و زبان تصویری بهتبع آن تغییر میکرد. سکههای هخامنشی و اشکانی اساساً پیکرنگاری شاهانهای است که برای شناسایی در شاهنشاهی چندقومیتی بدون خط مشترک طراحی شده بود. سکهٔ ساسانی بُعدی آشکارا دینی افزود، تاج روزافزون پیچیدهٔ شاه را با آتشدان زرتشتی جفت کرد، و رسم تاریخگذاری و محلیسازی هر ضرب را با سال جلوس و شهر ضرابخانه پایهگذاری کرد.
فتح اسلامی، این منطق تصویری را کاملاً واژگون کرد: اصلاح عبدالملک در ۶۹۶ م پیکرنگاری شاهی را با خطِ محض جایگزین کرد، الگویی که برای هزار سال بعد در سراسر ایرانِ طاهری، سامانی، آلبویه، غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی، ایلخانی و تیموری برقرار ماند. صفویان سکه را بهجای بازگرداندن پیکرنگاری، ابزار تبلیغ دینی کردند و کلمهٔ شهادت شیعی و دوازده امام را بر هر ضرب حک کردند. قاجاریه و پهلویها زیر نفوذ اروپایی به پیکرنگاری شاهانه بازگشتند، و جمهوری اسلامی از ۱۹۷۹ بار دیگر به خط و نماد بهجای چهرهٔ فرمانروای زنده روی آورده است.
هخامنشیان
مشاهدهٔ سکهها ←
- کوروش بزرگشاهنشاه · ۵۵۹–۵۳۰ پ.م
بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی که ماد، لیدیه و بابل را یکپارچه کرد. خود سکهای ضرب نکرد؛ نقرهٔ توزینشدهٔ بابلی و سکهٔ الکتروم لیدی بدون تغییر در گردش ماند، زیرا هنوز سکهٔ راستین شاهنشاهی ایرانی وجود نداشت.
- داریوش بزرگشاهنشاه · ۵۲۲–۴۸۶ پ.م
حدود ۵۱۵ پ.م سکهٔ شاهنشاهی را از پایه اصلاح کرد و دریک طلا (حدود ۸٫۴ گرم) و سیگلوس نقره (حدود ۵٫۶ گرم) را با نقش شاه کماندار زانوزده معرفی کرد — نخستین تصویر ثابت شاهی در تاریخ ایران. این سکهها تقریباً منحصراً در سارد ضرب میشد و دریک برای دو سده ارز طلای غالب شرق مدیترانه ماند.
- خشایارشاشاهنشاه · ۴۸۶–۴۶۵ پ.م
نظام دریک/سیگلوس داریوش را بدون تغییر در وزن و طرح ادامه داد و محافظهکاری آگاهانهٔ نقش سکهٔ هخامنشی را بازتاب میدهد. دوران او بیشترین حجم بازماندهٔ سیگلوسهای تیپ دوم کماندار را تولید کرد که برای تأمین هزینهٔ لشکرکشی به یونان در سارد ضرب میشد.
- اردشیر دومشاهنشاه · ۴۰۴–۳۵۸ پ.م
در دوران طولانی حکومتش سیگلوسهای تیپ سوم-ب و چهارم ضرب شد، که در آنها کماندار در حال دویدن-زانو زدن با نیزه نشان داده میشود. کنترل مرکزی بهقدری سست شد که ساتراپهای آسیای صغیر (تیسافرن، فارنابازوس) در کنار دریک شاهنشاهی، سکههای نقرهٔ یونانیگون خود را ضرب میکردند.
- داریوش سومشاهنشاه · ۳۳۶–۳۳۰ پ.م
آخرین شاه هخامنشی که در نبردهای ایسوس و گوگامل از اسکندر شکست خورد. تولید دریک طلا با سقوط سارد و تختجمشید عملاً متوقف شد، هرچند دریکهای دوتایی با نقش کماندار کهن، مدتی کوتاه زیر فرمان ساتراپهای مقدونی ادامه یافت.
اشکانیان
مشاهدهٔ سکهها ←
- مهرداد یکمشاه بزرگ · ۱۷۱–۱۳۸ پ.م
با فتح ماد و بابل از دست سلوکیان، شاهزادگی محلی اشکانی را به شاهنشاهی تبدیل کرد. تصرف ضرابخانهٔ سلوکی در سلوکیهٔ کنار دجله، نخستین سکهٔ راستین شاهنشاهی اشکانی را پدید آورد: درهمهای نقره با تصویر شاه دیادمدار و نوشتهٔ یونانی روی پشت نشاندهندهٔ اَرشَکِ کماندار نشسته، بنیانگذار سلسله.
- مهرداد دومشاهنشاه · ۱۲۱–۹۱ پ.م
نخستین اشکانی که عنوان باستانی هخامنشی «شاه شاهان» را بر سکهاش نهاد و بازتاب سلطهٔ دوبارهٔ اشکانی پس از باختهای سرزمینی به مهاجمان بیابانگرد بود. کلاهخود بلند را در برخی ضربها معرفی کرد و از دیادم سادهٔ پیشینیانش فاصله گرفت.
- فرهاد چهارمشاهنشاه · ۳۷–۲ پ.م
بازگرداندن پرچمهای سپاه رومی که در کاره در ۵۳ پ.م به اسارت درآمده بود، پیروزی دیپلماتیکی بود که بعدها بر سکههای روم یادبود شد. تتْرادراخمهای او که در سلوکیه با حجم انبوه و تاریخگذاری به تقویم سلوکی ضرب میشد، سیمای شاهانهای روزافزون سبکشده و کمتر طبیعتگرا را نشان میدهد که مشخصهٔ حکاکی متأخر اشکانی است.
- بلاش یکمشاهنشاه · ۵۱–۷۸ م
بنیانگذار سلسلهای طولانی از شاهان همنام. نخستین سکههای اشکانی با کتیبهٔ آرامی (زمینهساز پهلوی) در کنار — و سرانجام تا حد زیادی جایگزین — نوشتهٔ یونانی دورانهای پیشین را معرفی کرد، نشانهای از ایرانیشدن آرام فرهنگ دربار اشکانی.
- اردوان چهارمشاهنشاه · ۲۱۳–۲۲۴ م
آخرین شاه شاهان اشکانی، فرمانروای شاهنشاهی پراکندهای که مدعیان رقیب اشکانی آن را به چالش میکشیدند. در نبرد هرمزدگان در ۲۲۴ م به دست اردشیر یکم، وابستهٔ پیشین خود از پارس، شکست خورد و کشته شد و پنج سدهٔ سکهزنی اشکانی را به پایان رساند.
ساسانیان
مشاهدهٔ سکهها ←
- اردشیر یکمشاهنشاه · ۲۲۴–۲۴۲ م
بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی، که نخست بهعنوان وابستهٔ پارس فرمان میراند پیش از سرنگونکردن اشکانیان. درهمهای نقرهاش کماندار نشستهٔ اشکانی را با آتشدان زرتشتی بر پشت سکه جایگزین کرد — الگویی که در تمام دورهٔ ساسانی ماندگار شد — و پیشرفت سه تاج متمایز در طول سلطنتش، عنوان رو به رشد او را از شاه محلی تا شاهنشاه نشان میدهد.
- شاپور یکمشاهنشاه · ۲۴۰–۲۷۰ م
شاهنشاهی را عمیقاً به سوریهٔ روم گسترش داد و امپراتور والریانوس را در ادسا در ۲۶۰ م به اسارت گرفت، رویدادی که در نقشبرجستههای نقش رستم یادبود شده است. تاج دیوارهکنگرهایش بر دینارهای طلا و درهمهای نقرهٔ فراوان که در تیسفون و ضرابخانههای استانی سراسر شاهنشاهی بزرگشده ضرب میشد، دیده میشود.
- بهرام گور (پنجم)شاهنشاه · ۴۲۰–۴۳۸ م
در شاهنامه بهعنوان شکارچی و پهلوان بزرگ ستوده شده است. سکههایش با طرح تاج بالدار متمایز، بهطور گسترده در استانهای شرقی از جمله مرو ضرب میشد و بازتاب لشکرکشیهای فعال او علیه هپتالیان و سرزمینهای کوشانو-ساسانی مرزی با سند است.
- خسرو یکم انوشیروانشاهنشاه · ۵۳۱–۵۷۹ م
«دارای روان جاودان» — نظام مالیاتی، اداری و سکهای ساسانی را همزمان بازسازی کرد. اصلاح او، درهم را به قرصی نازک، پهن و ۳٫۹ تا ۴٫۲ گرمی نقره با قالب استاندارد ضرابخانه و سال جلوس در حاشیهٔ پشت سکه تثبیت کرد که در حدود سی ضرابخانه زده میشد؛ حاصل آن، بزرگترین پیکرهٔ بازماندهٔ سکهٔ نقرهٔ اواخر دوران باستان است.
- خسرو دوم پرویزشاهنشاه · ۵۹۰–۶۲۸ م
طولانیترین و پررونقترین سلطنت ساسانی، که جنگی ویرانگر و نهایی با بیزانس را پیش از سرنگونی به دست پسر خود جنگید. دهها میلیون درهم از او باقی مانده که در دهها ضرابخانه با قالب استاندارد متأخر ساسانی ضرب شده — نتیجه اینکه این تیپ، بیشترین تقلیدشدهٔ سکههای ساسانی شد، از جمله توسط والیان اولیهٔ عرب-ساسانی.
- یزدگرد سومشاهنشاه · ۶۳۲–۶۵۱ م
آخرین شاهنشاه ساسانی که در کودکی در میان فتوحات عرب تاجگذاری کرد و در ۶۵۱ در نزدیکی مرو، فراری، کشته شد. تیپهای سکهاش و نظام تاریخگذاری سال جلوسش، برای دههها پس از او توسط والیان عرب-ساسانی فارس و سیستان ادامه یافت؛ برخی ضربها حتی تا سال ۳۰ یا بیشتر «عصر یزدگردی» تاریخگذاری شدهاند، مدتها پس از مرگش.
اسلامی اولیه
مشاهدهٔ سکهها ←
- عبدالملک بن مروانخلیفهٔ اموی · ۶۸۵–۷۰۵ م
ادارهٔ خلافت را متمرکز و عربگرا کرد. اصلاح سکهای او در سال ۷۷ ه.ق (۶۹۶/۶۹۷ م) هر تصویر شخصیتمحور — از جمله سیمای برگرفته از ساسانی بر درهمهای اولیهٔ عرب-ساسانی — را برانداخت و بهجای آن دینار و درهم کاملاً خطی قرآنی نشاند، الگویی که هر سلسلهٔ اسلامی در ایران برای هزار سال بعد از آن دنبال کرد.
- هارونالرشیدخلیفهٔ عباسی · ۷۸۶–۸۰۹ م
در اوج فرهنگی و سیاسی خلافت عباسی سلطنت کرد که در هزار و یک شب یادش زنده مانده. دینار طلای اصلاحشدهٔ او با عیار و وزن یکسان، که در بغداد و مدینةالسلام ضرب میشد، به ارز ذخیرهٔ فراشاهنشاهی تبدیل شد که از اندلس تا آسیای میانه تقلید میشد.
- عضدالدولهامیر آلبویه · ۹۴۹–۹۸۳ م
بزرگترین حاکم آلبویه که بر عراق و غرب ایران فرمان میراند در حالی که بهطور اسمی زیر فرمان خلیفهٔ عباسی بود. عنوان باستانی ساسانی «شاهنشاه» را بر درهمهای نقرهاش احیا کرد — تأکیدی چشمگیر بر هویت شاهی ایرانی در چارچوب رسماً خلافتی اسلامی.
- محمود غزنویسلطان · ۹۹۸–۱۰۳۰ م
نخستین حاکمی که رسماً عنوان «سلطان» را به تأیید خلیفهٔ عباسی برگزید و هفده لشکرکشی به هند انجام داد. درهمهای نقرهٔ دوزبانهٔ عربی-سنسکریت لاهورش، آغاز سکهشناسی هندو-اسلامی و گسترش فرهنگ پارسیگونه به شبهقاره را رقم زد.
- ملکشاه یکمسلطان سلجوقی · ۱۰۷۲–۱۰۹۲ م
اوج سرزمینی و فرهنگی شاهنشاهی سلجوقی بزرگ را رقم زد و اصلاح تقویم جلالی را زیر نظر عمر خیام حمایت کرد. تولید دینار طلا در نیشابور و اصفهان، دو ضرابخانهٔ اصلی زیر فرمانش، به اوج سلجوقی رسید.
مغول و تیموری
مشاهدهٔ سکهها ←
- غازان خانایلخان · ۱۲۹۵–۱۳۰۴ م
نخستین ایلخان که به اسلام گروید و فرمانروایی مغول را با سنت اداری پارسی-اسلامی به ارثرسیده همراستا کرد. اصلاح سکهای او در ۱۲۹۸-۹۹ م، به راهنمایی وزیر رشیدالدین، استانداردی یکنواخت از وزن و نوشتههای استانداردشده را بر درهمهای نقرهای که در ضرابخانههای بیشمار ایلخانی ضرب میشد، تحمیل کرد.
- تیمور گورکانیامیر · ۱۳۷۰–۱۴۰۵ م
هرگز خود را شاه یا خان نخواند و عنوان «امیر» را برگزید و سکه به نام خانهای دستنشاندهٔ چغتای ضرب میکرد حتی در حالی که شاهنشاهیای از آناتولی تا دهلی میساخت. دوران او تنگهٔ نقره را بهعنوان واحد استاندارد تیموری تثبیت کرد که در سمرقند، هرات و شهرهای بزرگ دیگر ضرب میشد.
- الغبیگسلطان تیموری · ۱۴۴۷–۱۴۴۹ م
نوهٔ تیمور که بیشتر بهعنوان اخترشناسی به یاد میماند که رصدخانهٔ سمرقندش دقیقترین جدولهای ستارهای پیش از تلسکوپ در تاریخ را تولید کرد. سلطنت کوتاه و پرآشوب او بهعنوان سلطان، تنگهٔ نقرهٔ پالایشیافتهای تولید کرد که سنتهای ضرابخانهٔ هرات و سمرقند را ادامه میداد.
صفویان
مشاهدهٔ سکهها ←
- شاه اسماعیل یکمشاه ایران · ۱۵۰۱–۱۵۲۴ م
بنیانگذار دولت صفوی و کسی که تشیع دوازدهامامی را دین رسمی ایران کرد. سکههایش که از پایتخت تازه، تبریز، ضرب میشد، کلمهٔ شهادت شیعی و نام دوازده امام را اعلام میکند — نخستین بار که این قالب بر سکهٔ یکپارچهٔ ایرانی ظاهر میشود — و الگوی دینی-سکهای را برای دو سدهٔ بعد پایهگذاری میکند.
- شاه تهماسب یکمشاه · ۱۵۲۴–۱۵۷۶ م
طولانیترین سلطنت صفوی که از هجوم عثمانی و ازبک جان بهدر برد و مدتی پایتخت را به قزوین منتقل کرد. سکههای نقرهٔ گسترده از مشهد، تبریز و قزوین تشیع دوازدهامامی را بهعنوان مذهب رسمی تثبیت کرد و عصر طلایی نگارگری ایرانی را در دربارش تأمین مالی کرد.
- شاه عباس بزرگشاه · ۱۵۸۸–۱۶۲۹ م
ارتش و اقتصاد صفوی را اصلاح کرد، اشغالگران عثمانی و ازبک را بیرون راند و پایتخت را در ۱۵۹۸ به اصفهان منتقل کرد و ضرابخانه و بازار بزرگش را بنا نهاد. عباسی نقره (حدود ۷٫۷ گرم) را معرفی کرد که برای دو سده سکهٔ رایج غالب ایران شد و تا امروز نام او را بر خود دارد.
- شاه سلطان حسینشاه · ۱۶۹۴–۱۷۲۲ م
فرمانروایی پارسا اما ضعیفالنظام که در دوران او قدرت مرکزی صفوی فروپاشید. اصفهان در ۱۷۲۲ به دست مهاجمان افغان غلجایی سقوط کرد؛ سکهٔ به سبک صفوی مدتی کوتاه زیر جانشینان دستنشانده و سلسلهٔ افغانی هوتکی ادامه یافت پیش از پایان عملی خط صفوی.
افشاریه و زندیه
مشاهدهٔ سکهها ←
- نادر شاه افشارشاهنشاه · ۱۷۳۶–۱۷۴۷ م
از سالار جنگی خراسانی به بیرونراندن اشغالگران افغان و بنیان سلسلهٔ افشاریه رسید، سپس دهلی را در ۱۷۳۹ غارت کرد. روپیههای نقره را با استاندارد وزنی گورکانی از غنایم هندی در کابل و مشهد ضرب کرد و سکهای با نوشتهٔ غیرشیعی و ساده منتشر کرد که آشتی مذهبی سنی-شیعی مورد نظرش را بازتاب میداد.
- کریم خان زندوکیلالرعایا · ۱۷۵۱–۱۷۷۹ م
عنوان شاهی «شاه» را نپذیرفت و بهجای آن خود را «وکیل رعایا» خواند — ژستی نادر از فروتنی سکهای. سکههایش که در شیراز، خوی و اصفهان ضرب میشد، بهطور رسمی به نام امام غایب (دوازدهم) صادر میشد، نه هیچ فرمانروای زمینی.
قاجاریه
مشاهدهٔ سکهها ←
- فتحعلی شاهشاهنشاه · ۱۷۹۷–۱۸۳۴ م
سلسلهٔ نوپای قاجار را استوار کرد و دو جنگ پرهزینه با روسیه جنگید. دوران او هنریترین سکهٔ دستضربشدهٔ ایران را تولید کرد — تومانهای طلای پرنقشونگار از تبریز، اصفهان و گنجه، از جمله ضربهای ویژهٔ نوروزی با تزیین انبوه خطاطی و گلونگار.
- ناصرالدین شاهشاهنشاه · ۱۸۴۸–۱۸۹۶ م
طولانیترین سلطنت قاجار و نخستین شاه ایرانی که بهطور گسترده به اروپا سفر کرد. در دههٔ ۱۸۷۰ تجهیزات پرس پیچی بریتانیایی را به تهران وارد کرد و نخستین شاه ایرانی شد که سکهٔ ماشینی ضرب کرد، و رابطهٔ اعشاری تومان/قِران (۱ تومان = ۱۰ قِران) را که ساختار پول ایران را تا ۱۹۳۲ شکل داد، رسمیت بخشید.
- مظفرالدین شاهشاهنشاه · ۱۸۹۶–۱۹۰۷ م
زیر فشار عمومی در ۱۹۰۶ نخستین قانون اساسی ایران را اعطا کرد و مجلس را بنیان نهاد. در دوران او سکهٔ طلا و نقرهٔ ماشینی همچنان ادامه یافت در کنار نخستین اسکناسهای بهطور گسترده در گردش بانک شاهنشاهی ایران، که گذار ایران به سیستم دوگانهٔ مدرن سکه و اسکناس را رقم زد.
- احمد شاهشاهنشاه · ۱۹۰۹–۱۹۲۵ م
در کودکی و در میان آشوب مشروطه و اشغال انگلیس-روس در طول و پس از جنگ جهانی اول به تخت نشست. آخرین پادشاه قاجار که بهطور رسمی در ۱۹۲۵ توسط مجلس خلع شد به نفع رضاخان، وزیر جنگ پیشین او و رضاشاه پهلوی آینده.
پهلوی و جمهوری
مشاهدهٔ سکهها ←
- رضا شاه پهلویشاهنشاه · ۱۹۲۵–۱۹۴۱ م
بنیانگذار سلسلهٔ پهلوی که تمرکزگرایی و نوسازی سریع را به سبک ترکیهٔ آتاتورک پیش برد. اصلاح پولی او در ۱۹۳۲، قِران را برانداخت و ریال مدرن را معرفی کرد، و از آن پس ضرابخانهٔ تهران تمام سکهٔ ملی را تولید کرد و به آخرین بازماندهٔ ضرب استانی پایان داد.
- محمدرضا شاه پهلویشاهنشاه آریامهر · ۱۹۴۱–۱۹۷۹ م
آخرین پادشاه ایران که سلطنتش شامل ملیشدن نفت، انقلاب سفید و انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ بود که به سلطنتش پایان داد. سکهها و اسکناسهای یادبود ۲۵۰۰ سالهٔ تختجمشید در ۱۹۷۱ و مجموعهٔ کامل سکهٔ شمشی طلای پهلوی که هنوز در بازارهای جهانی معامله میشود را منتشر کرد.
- جمهوری اسلامی ایران— · ۱۹۷۹ م – تاکنون
نشان جمهوری اسلامی را جایگزین تصویر شاهی کرد و از ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) تصویر آیتالله خمینی را بر اسکناسها نشاند. بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تمام سکهها و اسکناسهای ریالی امروز را منتشر میکند و بازنشانی ۲۰۲۰ را که ریال را با تومان بهعنوان واحد رسمی حساب جایگزین کرد، نظارت نمود.
شاه روی سکه
از داریوش بزرگ تا محمدرضا شاه پهلوی، شخص پادشاه در ایران بهطور بنیادی به سکه گره خورده است: شاه آن کسی است که فرمان به ضرب میدهد و چهرهاش بر روی فلز است. این پیوند در طول دوونیم هزاره فقط در دو دورهٔ کوتاه گسسته شد — در یک سدهٔ نخست اسلامی، که خلیفه به جای تصویر، نام خود را به خط کوفی نشاند؛ و در سالهای نخست انقلاب اسلامی، که اسکناسها بدون چهره و فقط با خط و معماری منتشر میشد. در هر دو مورد، پیوند بازگشت: عباسیان از نیمهٔ سدهٔ نهم نام خلیفه را بهطور نمادین به نقش بازگرداندند، و جمهوری اسلامی از ۱۳۷۱ تصویر آیتالله خمینی را به اسکناسها بازگرداند.
عناوین، خود زبانی هستند. «شاه» (پارسی باستان خشایثیه) بنیادیترین واژه است. «شاهنشاه» — شاه شاهان — را داریوش به کار برد، اشکانیان از مهرداد دوم احیا کردند، و ساسانیان به شکل عنوان رسمی تثبیت کردند. در دورهٔ اسلامی، عنوان «سلطان» (نخست سلجوقی)، «شاه» (صفوی)، «وکیلالرعایا» (کریم خان زند، که عنوان شاه را نپذیرفت)، و «آریامهر» (محمدرضا شاه از ۱۳۴۵) لایههای متمایزی از مشروعیت سیاسی را روی سکه ثبت میکنند. هر عنوانی که روی فلز ضرب میشد، یک ادعای مفصل دربارهٔ منبع قدرت بود.