مرجع

واژه‌نامهٔ سکه‌شناسی

واژگان سکه‌های ایرانی — از دریک هخامنشی تا تومان مدرن، با اصطلاحات یونانی، پهلوی و عربی که برای خواندن مدخل یک کاتالوگ لازم است.

درهم نقرهٔ خسرو انوشیروان — استاندارد سکهٔ ساسانی
درهم نقرهٔ خسرو یکم انوشیروان · حدود ۵۴۰ م
آتشدان
نقش استاندارد پشت سکه‌های ساسانی: آتشدان زرتشتی با دو نگهبان در دو سو. از اردشیر یکم تا یزدگرد سوم (۲۲۴–۶۵۱ م) بدون وقفه به‌کار رفته است.
اشکانی
خاندان شاهی پارت (۲۴۷ پ.م تا ۲۲۴ م)، بنیان‌گذار آن اَرشَک یکم. نقش کمان‌دار نشسته بر پشت سکه، اَرشَک خدای‌گونه است.
تومان
واحد طلای ایرانی برابر با ده‌هزار دینار یا از سدهٔ نوزدهم برابر ده قِران. هنوز در گفت‌وگوی روزمرهٔ ایرانیان به‌کار می‌رود.
تَنگه
سکهٔ نقرهٔ تیموری و پس از آن در آسیای میانه؛ نیای روپیهٔ هندی و سامانی تاجیکستان امروز.
تتْرادراخم
سکهٔ نقرهٔ یونانی برابر چهار درهم (حدود ۱۷ گرم). واحد اصلی سلوکی و اشکانی در میان‌رودان، ضرب‌شده در سلوکیهٔ دجله.
ثُلث / تریت لیدی
نخستین سکه‌های الکتروم لیدی به وزن حدود ۴٫۷ گرم با نقش سر شیر، که از سدهٔ هفتم پ.م به فلات ایران رسید.
دریک
سکهٔ طلای هخامنشی به وزن حدود ۸٫۴ گرم و خلوص ۹۵٪، معرفی‌شده به‌دست داریوش بزرگ. برابر بیست سیگلوس نقره.
درهم
سکهٔ نقرهٔ جهان اسلام (حدود ۲٫۹۷ گرم)، میراث‌برندهٔ درهم ساسانی و استاندارد شده در اصلاح عبدالملک در ۷۷ ق. از واژهٔ یونانی دراخمه.
دینار
سکهٔ طلای جهان اسلام (حدود ۴٫۲۵ گرم)، میراث‌برندهٔ سکهٔ رومی و استاندارد شده در اصلاحات اموی ۷۷ ق.
ریال
پول مدرن ایران، معرفی‌شده به‌دست رضا شاه در ۱۳۱۱ ش که جای قِران را با نرخ برابر گرفت. به ۱۰۰ دینار تقسیم می‌شود.
سیگلوس
سکهٔ نقرهٔ هخامنشی به وزن حدود ۵٫۴ گرم؛ همراه روزمرهٔ دریک. بیست سیگلوس برابر یک دریک بود.
ساتراپ
فرماندار ایالت در شاهنشاهی هخامنشی. برخی ساتراپ‌های آناتولی مانند مازیوس، سکه‌های نقرهٔ مستقل ضرب می‌کردند.
شاه / شاهنشاه
عنوان شاهان ایران از هخامنشی تا ۱۳۵۷ ش (۱۹۷۹ م) — شاه و شاه شاهان.
شاهی
سکهٔ نقرهٔ صفوی و پس از آن به وزن حدود ۱٫۹ گرم. چهار شاهی برابر یک عباسی بود.
ضرابخانه (نشانهٔ ضرب)
علامتی نشان‌دهندهٔ محل ضرب سکه. ضرابخانه‌های ساسانی از مونوگرام پهلوی استفاده می‌کردند (مثلاً WH برای تیسفون)؛ ضرابخانه‌های اسلامی نام شهر را به عربی می‌نوشتند.
ضرب چکشی
روش ضرب با دو سنبه و ضربهٔ چکش. تمام سکه‌های ایرانی از هخامنشی تا اوایل قاجار به این روش ضرب می‌شد.
ضرب ماشینی
ضرب با ماشین و لبهٔ شیاردار؛ در دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار در ۱۲۹۰ ق با تجهیزات انگلیسی وارد ایران شد.
عباسی
سکهٔ نقرهٔ صفوی به وزن حدود ۷٫۷ گرم که شاه عباس بزرگ (حک. ۹۹۶–۱۰۳۸ ق) معرفی کرد؛ برابر چهار شاهی. سکهٔ اصلی در گردش ایران صفوی.
فْرَتَرَکَه
«فرماندار» به پارسی باستان. شاهان محلی پارس (حدود ۲۸۰–۱۴۰ پ.م) که سکهٔ نقره به سبک هخامنشی زیر فرمان سلوکی ضرب می‌کردند.
قِران
سکهٔ نقرهٔ قاجاری به وزن حدود ۴٫۶ گرم، در دورهٔ ناصرالدین شاه معرفی شد. ده قران برابر یک تومان بود.
کیداریس
تاج بلند شاه هخامنشی روی سکه‌ها، برگرفته از سرپوش‌های مادی و ایلامی.
نقرهٔ خرد (هَک‌سیلبر)
قطعه‌های نقرهٔ بریده‌شده و توزین‌شده که در خاور نزدیک باستان، از جمله ایران دوران مادها، پیش از پیدایش سکهٔ ضرب‌شده به‌جای پول به کار می‌رفت.
پهلوی (خط)
خط فارسی میانه که بر سکه‌های ساسانی نام و القاب شاه را گرد نگارهٔ روبه‌رو می‌نوشت.
پهلوی (سکه)
سکهٔ طلای مدرن ایران، معرفی‌شده در ۱۳۰۶ ش و ادامه‌یافته تا ۱۳۵۷. در ارزش‌های ۱/۴، ۱/۲، ۱، ۲٫۵، ۵ و ۱۰ پهلوی.
هجری قمری
تقویم اسلامی بر پایهٔ هجرت پیامبر به مدینه در سال ۶۲۲ میلادی. تاریخ‌گذاری معمول سکه‌های دورهٔ اسلامی.

چهار خانوادهٔ بزرگ پول ایرانی

دریک طلا
دریک طلا
هخامنشی · حدود ۸٫۴ گرم
درهم نقره
درهم نقره
اشکانی · ساسانی · اسلامی
دینار طلا
دینار طلا
اموی · عباسی · حدود ۴٫۲۵ گرم
ریال مدرن
ریال مدرن
پهلوی · جمهوری اسلامی

یک یادداشت دربارهٔ ترتیب وزن‌ها

استانداردهای وزن سکهٔ ایرانی به‌طور قابل توجهی پایدار باقی مانده‌اند، در عرضِ تغییر دودمان‌ها و خط‌ها. دریک طلای هخامنشی (حدود ۸٫۴ گرم) تقریباً همان وزن استاتر طلای هلنیستی است؛ دینار اسلامی (حدود ۴٫۲۵ گرم) نیمهٔ آن است؛ تومان طلای قاجار به سی‌و‌دو نخود وزن، تقریباً ۴٫۶ گرم می‌رسد — همان وزن دینار، با تورم اسمی صد برابر در دینار-تومان. در نقره، درهم اسلامی (حدود ۲٫۹۷ گرم) دو‌سوم سیگلوس هخامنشی و نیمی از تتْرادراخم اشکانی (روی استاندارد آتیک ساده‌شده) است. این پیوستگی، خواندن استاندارد یک سکهٔ ناشناخته را بسیار آسان می‌کند: اگر وزن میان ۳ و ۴ گرم در نقره است، احتمالاً درهم است؛ اگر در طلا و نزدیک به ۴ گرم، احتمالاً دینار.

و دربارهٔ نام‌ها

نام واحدها در فارسی و عربی اغلب رفت‌و‌برگشتی است: «درهم» از یونانی دراخمه آمده، «دینار» از لاتین دناریوس، «شاهی» مستقیماً از فارسی، «عباسی» از نام شاه عباس، «قِران» از فعل عربی به‌معنای پیوسته. این لایه‌های زبانی، خود تاریخ سیاسی ایران را روایت می‌کنند: استقراض هلنی از سدهٔ چهارم پ.م، اقتباس رومی-بیزانسی از سدهٔ هفتم م، و قاطعیت بومی صفوی و قاجار از سدهٔ شانزدهم به بعد. هرگاه با یک نام ناآشنا روبه‌رو شدید، نخستین گام، یافتن خانوادهٔ زبانی آن است.