ریاضیات و جبر
خوارزمی (سدهٔ ۹، خوارزم) واژهٔ «الجبر» را به جهان داد و نام او در ترجمههای لاتین به «الگوریتم» بدل شد. عمر خیام در سدهٔ یازدهم، معادلات درجه سوم را قرنها پیش از ریاضیدانان اروپایی ردهبندی کرد.
از شمشهای سیمین فلات ماد تا اسکناسهای پلیمری تهران امروز، سرزمینی که از دیرباز ایرانزمین خوانده شده، یکی از کهنترین سنتهای فرهنگی پیوستهٔ جهان را در خود نگاه داشته است — بیست و شش سده کشورداری، دانش، شعر و هنر.
پارس یک سلسله نیست؛ زنجیرهای از سلسلههاست — هخامنشی، اشکانی، ساسانی، سامانی، آلبویه، سلجوقی، صفوی، افشاریه، زندیه، قاجار، پهلوی — که همگی بر یک ایدهٔ پایدار اداری استوار بودهاند: شاهنشاهیای چندقومی و چندآیینی که از ایرانزمین فرمان رانده و زبان فارسی را به مثابهٔ زبان دیوان، بازرگانی و شعر در خود نگاه داشته است.
آنگاه که کوروش بزرگ در ۵۳۹ پیش از میلاد به بابِل درآمد، فرمانی صادر کرد که موزهٔ بریتانیا آن را یکی از کهنترین منشورهای حکمرانی خوانده است: منشور کوروش — وعدهٔ بازگرداندن مردمانِ تبعیدی به سرزمین خویش، بازسازی پرستشگاههایشان و رهایی از کار اجباری. یک رونوشت از آن در مقر سازمان ملل در نیویورک نگاهداری میشود؛ نسخهٔ اصلی، نزدیکترین چیزی است که جهان باستان به اعلامیهای دربارهٔ مدارای دینی پدید آورده است.
خوارزمی (سدهٔ ۹، خوارزم) واژهٔ «الجبر» را به جهان داد و نام او در ترجمههای لاتین به «الگوریتم» بدل شد. عمر خیام در سدهٔ یازدهم، معادلات درجه سوم را قرنها پیش از ریاضیدانان اروپایی ردهبندی کرد.
رصدخانهٔ مراغه به سرپرستی خواجه نصیرالدین طوسی، «زیج ایلخانی» را پدید آورد. تقویم جلالی (۱۰۷۹) از تقویم گریگوری دقیقتر است و بنیاد تقویم هجری خورشیدی امروز ایران به شمار میرود.
«قانون» ابن سینا تا سدهٔ هفدهم در دانشگاههای اروپا کتاب درسی پزشکی بود. زکریای رازی نخستین شرح بالینی آبله و سرخک را نوشت.
فردوسی در پنجاه هزار بیت «شاهنامه»، اسطورهٔ ایران پیش از اسلام را زنده نگاه داشت. مولوی، حافظ، سعدی، خیام و عطار — پنج شاعری که هزار سال پس از خود همچنان در گفتوگوی روزانهٔ مردم ایران و فرارود حضور دارند.
اخلاق زرتشتی — «اندیشهٔ نیک، گفتار نیک، کردار نیک» (هومَت، هوخْت، هوَرشْت) — کهنتر از سنتهای ابراهیمی است و در واژگانِ اخلاقی آنها بازتاب یافته. نظام ساتراپی هخامنشی، نخستین الگوی ادارهٔ غیرمتمرکز استانها به شمار میآید.
بندهای منشور کوروش دربارهٔ آزادی پرستش و حمایت از مردمان آسیبپذیر، به طور گسترده پیشدرآمد سنت نوین حقوق بشر دانسته میشود.
«چهارباغ» ایرانی، الگوی باغسازی جهان شد و واژهٔ پارادایس از پاریدَئزَ اوستایی برآمد. کاشیکاری، نگارگری و فرشبافی تبریز، کاشان و اصفهان فرهنگ بصری نیمی از قاره را شکل داد.
قنات — کاریز زیرزمینی با شیب ملایم — سه هزار سال فلات ایران را آبیاری کرده و از اسپانیا تا سینکیانگ صادر شده است. بادگیر نیز نمونهای کهن از سرمایش غیرفعال است.
کمتر سنتِ سکهسازیای را میتوان یافت که چنین درازآهنگ باشد و در میان اینهمه دگرگونی سیاسی، دستور زبان بصری شناختهشدهٔ خود را نگاه دارد. چند ویژگی، این مجموعه را متمایز میکند:
نیمتنهٔ تاجدار شاه و آتشدان ساسانی (سدهٔ ۳ تا ۷) را والیان عرب-ساسانی خلافت اموی نیز به کار بردند و خط پهلوی و نمادهای زرتشتی را یک سده پس از فتح اسلامی زنده نگاه داشتند.
دریکِ زرین داریوش بزرگ (حدود ۵۱۵ پیش از میلاد) از نخستین سکههای زرینِ پُرکاربرد جهان است — با خلوصی نزدیک به ۹۵٫۸٪ و وزن استاندارد ۸٫۴ گرم؛ ارز ذخیرهٔ بینالمللی روزگار خود.
درهمهای ساسانی از معدود سکههای باستانیاند که طرح تاج هر شاه با شاه پیشین فرق میکند؛ به همین دلیل سکهشناسان میتوانند تنها از روی تاج، سکه را به یک پادشاه معین نسبت دهند.
پهلوی ساسانی، یونانی اشکانی، پارسی باستان-آرامی در تخت جمشید، و عربی-فارسی در دوران آلبویه و صفویه — سکهٔ ایرانی آزمایشگاهی زنده برای کتیبهنگاری چندزبانه بوده است.
از عباسیِ صفوی به بعد، ضرابخانهها از خط نستعلیق و ثلث به عنوان عنصر اصلی طراحی بهره گرفتند — سنتی که در سکهٔ غربی همتایی ندارد.
ایران از معدود کشورهایی است که مردمش هنوز در گفتوگوی روزمره به واحدی (تومان) حساب میکنند که یک رقم با واحد رسمی (ریال) تفاوت دارد — بازتاب زندهٔ اصلاحات پولی دوران قاجار.
نُه اثر از سراسر فلات ایران، از زیگورات ایلامی تا کاشیکاری قاجار. تصویرها از ویکیانبار.

پایتخت تشریفاتی داریوش بزرگ و خشایارشا، با نگارههای آپادانا که هیأتهای همهٔ اقوام شاهنشاهی را به تصویر میکشد.

آرامگاههای صخرهای شاهان پارسی — از جمله داریوش بزرگ — که در پای آنها نقشبرجستههای تاجگذاری ساسانی کنده شده است.

آرامگاه کوروش بزرگ، بنیانگذار نخستین شاهنشاهی پارس و نگارندهٔ منشور کوروش.

میدان شاهی شاه عباس، در میان مسجد شاه، مسجد شیخ لطفالله و کاخ عالیقاپو.

گوهری از کاشیکاری ایرانی که گنبد آن در ساعتهای گوناگون روز از کِرِم به صورتی میگراید.

«مسجد صورتی»، مشهور به پنجرههای شیشهرنگی که شبستانش را در سپیدهدم غرق در رنگ میکند.

یکی از سالمماندهترین زیگوراتهای جهان بیرون از میانرودان و نخستین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو.
نقشبرجسته و کتیبهٔ سهزبانهٔ داریوش بزرگ — «سنگ روزتای میخی» — که کلید رمزگشایی پارسی باستان و ایلامی شد.

بلندترین طاق آجری بدون مهار جهان و تالار بارعام شاهان واپسین ساسانی.
زنجیرهٔ پیوستهای از شاهنشاهیها و پادشاهیها — پیش از اسلام، اسلامی، ترک-مغول و مدرن — که همگی از فلات ایران فرمان راندهاند و با زبان فارسی و سنت دیوانی به هم پیوستهاند.
نخستین دولت ایرانی؛ پایتخت در هگمتانه (همدان).
کوروش، داریوش، خشایارشا — نخستین شاهنشاهی جهانی از سند تا اژه.
جانشینان هلنیستی اسکندر؛ سکههای دو زبانهٔ یونانی و آرامی.
کمانداران سوارهٔ پارتی که در کارهای، رومیان را شکست دادند.
ابرقدرت دوران باستان متأخر؛ دین رسمی زرتشتی و ادبیات پهلوی.
بخارا و سمرقند؛ احیای زبان فارسی به عنوان زبان ادبی با رودکی.
سلسلهٔ شیعی ایرانی در بغداد؛ حامیان فلسفه و دانش.
شاهنشاهی پارسیگو که تا هند کشیده شد؛ شاهنامهٔ فردوسی به محمود غزنوی تقدیم شد.
سلطنت ترک-پارسی؛ سیاستنامهٔ نظامالملک و تقویم خیام.
امپراتوری ایرانی آسیای مرکزی که با هجوم مغول پایان یافت.
دولت جانشین مغول؛ رصدخانهٔ مراغه و جامعالتواریخ رشیدالدین.
رنسانس نگارگری و معماری ایرانی از سمرقند تا هرات.
تولد دوبارهٔ ایران شیعی؛ اصفهان به عنوان پایتخت و مرکز کاشیکاری.
امپراتوری کوتاه نادر شاه؛ فتح دهلی و تصرف تخت طاووس.
حکمرانی عادلانهٔ کریم خان از شیراز — «وکیل الرعایا».
تهران به عنوان پایتخت نوین؛ نخستین رویارویی با مدرنیتهٔ اروپایی و انقلاب مشروطه.
نوسازی، انقلاب سفید و جشنهای ۲۵۰۰ سالهٔ شاهنشاهی در تخت جمشید.
قانون اساسی مذهبی؛ تقویم هجری شمسی همچنان رسمی است.
فارسی نوادهٔ پارسی باستان است که از مسیر پهلوی به ما رسیده. این زبان هزار سال زبان ادبی و دیوانی از بسفر تا خلیج بنگال بود و بر ترکی عثمانی، اردو و ادبیات آسیای مرکزی و جنوبی اثر گذاشت.
خط میخی. کتیبههای شاهان هخامنشی در بیستون، تخت جمشید و نقش رستم.
زبان مذهبی زرتشتی، نگاهداریشده در گاهان زرتشت.
زبان دیوانی ساسانی و سنت الهیات زرتشتی؛ به خطی برگرفته از آرامی.
زبان دربار اشکانی؛ بر سکهها و متون مانوی نگاه داشته شد.
زبان میانجی جادهٔ ابریشم؛ بازرگانان سُغدی چین و بیزانس را به هم پیوند میدادند.
به خط عربی اصلاحشده؛ زبان فردوسی، مولوی، حافظ، سعدی و ایران امروز.
دیگر زبانهای ایرانی رایج در فلات و سرزمینهای پیرامون.
زبانهای ایرانی در افغانستان، تاجیکستان و قفقاز.
تقویم ایرانی هنوز جشنهایی را پاس میدارد که ریشه در روزگار زرتشتی و پیش از آن دارند — جشنهایی که امروز ایرانیان همهٔ ادیان و دیاسپورا از لسآنجلس تا سیدنی برگزار میکنند.
آغاز سال ایرانی. میراث ناملموس یونسکو. در ایران، افغانستان، تاجیکستان، آذربایجان، کردستان و دیاسپورا برگزار میشود — با چهارشنبهسوری، هفتسین و سیزدهبهدر.
بلندترین شب سال. خانوادهها گرد هم میآیند با انار، هندوانه، آجیل و دیوان حافظ — سنتی پیوسته از روزگار ساسانی.
جشن مهر، ایزد روشنایی، دوستی و پیمان. بزرگداشت خرمن و دادگری.
جشن آتش، پنجاه روز پیش از نوروز؛ افروختن آتش بر بلندیها همانگونه که فردوسی کشف آتش به دست هوشنگ را روایت میکند.
جشن آب به یاد تیشتر، ایزد باران؛ پاشیدن آب و بستن دستبند تیر و باد.
آیین پریدن از روی آتش: «سرخی تو از من، زردی من از تو» — پاکیزگی پیش از سال نو.
ایران زادگاه آیین زرتشت است — نخستین سنت بزرگ یکتاپرستی و دوگانهانگاری جهان، که زرتشت پیامبر در هزارهٔ دوم پیش از میلاد بنیان نهاد. سهگانهٔ «اندیشهٔ نیک، گفتار نیک، کردار نیک» واژگان اخلاقی یهودیت، مسیحیت و اسلام را شکل داد — ادیانی که همگی بعدها در ایران ریشه دواندند.
دولت ساسانی متن مقدس اوستا را رسمیت بخشید؛ آیین مانوی در سدهٔ سوم میلادی در میانرودان و در پناه ساسانیان پدید آمد و در امتداد جادهٔ ابریشم تا چین تانگ گسترش یافت. آیین میترایی به سپاهیان روم رسید. یهودیان ایران، که از روزگار تبعید بابلی در این سرزمین بوده و به دست کوروش آزاد شدند، یکی از کهنترین جوامع پیوستهٔ یهودی جهاناند. پس از فتح اسلامی در سدهٔ هفتم، ایران به تدریج مسلمان شد و سرانجام در دوران صفویه (سدهٔ ۱۶) شیعهٔ دوازدهامامی گردید.
آیین بهائی در سدهٔ نوزدهم در شیراز و تهران پدید آمد؛ سلسلههای صوفیانه مانند نعمتاللهی و نقشبندیه از همین زمینهٔ ایرانی برآمدند و معنویت سراسر جهان اسلامِ شرقی را شکل دادند.
سهگانهٔ شاخص آشپزی ایرانی. ایران نزدیک ۹۰٪ زعفران جهان را تولید میکند که در خراسان و در سپیدهدم از گلهای کروکوس برچیده میشود.
برنج بلندِ ایرانی که تهدیگ زرین خود را به جا میگذارد. پلوها لایهلایه با سبزی، زرشک، میوهٔ خشک و گوشت پخته میشوند.
خورشهایی چون قورمهسبزی (سبزی، لوبیا، لیموعمانی) و فسنجان (رب انار و گردو با مرغ)، میراث آشپزخانهٔ درباری سدههای میانهاند.
از قفقاز تا هند، سنت کباب ایرانی است. کوبیده، برگ، جوجه و چنجه خوراک هر روز روی ذغالاند.
فرش گرهبافت تبریز، کاشان، اصفهان، کرمان و قم همچنان معیار جهانی است. فرش اردبیلِ صفوی در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت لندن نگاهداری میشود.
مکتبهای تبریز و هرات (سدهٔ ۱۴ تا ۱۶) آثار بیمانندی پدید آوردند — بهزاد، رضا عباسی و شاهنامهٔ شاه طهماسب.
کاشیکاری هفترنگ و معرق گنبدهای اصفهان و حرمهای مشهد و قم — هنری ایرانی که در اروپا تا روزگار مدرن همتایی ندارد.
هنر چینش هندسیِ استخوان، فلز و چوب (شیراز و اصفهان) و نقاشی روی مس مسی (اصفهان) — هنرهایی هنوز در بازارها زنده.
ایران فلاتی پهناور است که کوهها از همه سو در میان گرفتهاند. رشتهکوه البرز در کرانهٔ دریای کاسپین کشیده شده و در قلهٔ دماوند (۵٬۶۰۹ متر) — بلندترین قلهٔ آسیای غربی و نماد ملی روی اسکناسها و سکههای دو سدهٔ اخیر — اوج میگیرد. رشتهکوه زاگرس از کردستان تا تنگهٔ هرمز کشیده و شیراز و اصفهان را در دامن خود میپروراند. در میانهٔ این دو، دو کویر بزرگ نشستهاند: دشت کویر و دشت لوت — که دومی گرمترین دمای سطح زمین را در خود ثبت کرده است.
خلیج فارس، که در منابع یونانی، لاتین و عربی ۲٬۵۰۰ سال پیوسته با همین نام آمده، کرانهٔ جنوبی ایران را قاب گرفته است؛ و دریای کاسپین — بزرگترین دریاچهٔ بستهٔ جهان — مرز شمالی را. در میانهٔ این دو، فلات ایران از سپیدهدم کشاورزی، گندم، انگور، گردو، پسته و زعفران را پرورانده است. قنات به شهرهایی چون یزد و کرمان امکان داد تا بر لب کویر شکوفا شوند.
بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی و نگارندهٔ منشور کوروش.
گردآورندهٔ نظام ساتراپی و دریک زرین.
پیامبر زرتشتی، نخستین یکتاپرستیِ اخلاقی.
بنیانگذار آیین مانی که از آفریقای روم تا چین تانگ گسترش یافت.
پدر جبر و سرچشمهٔ واژهٔ الگوریتم.
پزشک، کیمیاگر، نگارندهٔ نخستین شرح بالینی آبله.
آفرینندهٔ شاهنامه، حماسهٔ ملی ایران.
پزشک-فیلسوف؛ قانون در پزشکی اروپا تا ۱۶۵۰.
دانشمند چندرشتهای؛ اندازهگیری شعاع زمین و کتاب تحقیق ماللهند.
ریاضیدان، اخترشناس و شاعر رباعیات.
متکلم و عارفی که اندیشهٔ اسلامی را دگرگون کرد.
استاد منظومهٔ عاشقانهٔ فارسی — خمسه.
شاعر گلستان و بوستان؛ نقلشده در سازمان ملل.
عارف و شاعر؛ مثنوی در سراسر جهان اسلام و غرب خوانده میشود.
شاعر شیراز؛ دیوان او همچنان مرجع فال است.
اخترشناس مراغه؛ زوج طوسی در نظریهٔ سیارات.
استاد نگارگری مکتب اصفهانِ صفوی.
قهرمان انقلاب مشروطهٔ ۱۲۸۵.
شاعر و فیلمساز مدرنیست که شعر فارسی را دگرگون کرد.
نخستین زن و نخستین ایرانیِ برندهٔ مدال فیلدز.
فیلمساز؛ برندهٔ نخل طلا و چهرهٔ کلیدی موج نوی ایران.
هر دو. «ایران» نام بومی این سرزمین است که مردمانش دستکم دو هزار سال آن را به کار بردهاند و معنای آن «سرزمین آریاییان» است. «پارس» (Persia در زبانهای اروپایی، از واژهٔ یونانی Persís برگرفته از استان جنوبی پارس/فارس) تا سال ۱۹۳۵ نام رایج غربی بود، تا آنکه رضا شاه از دولتها خواست از این پس «ایران» را به کار برند. امروز در نوشتار علمی هر دو نام به کار میرود: پارس برای معنای تمدنی و کهن، ایران برای دولت مدرن.
نه. ایرانیان مردمی ایرانیتبار (هندوایرانی، هندواروپایی)اند که از نظر زبانی و قومی از عربها (سامیتبار) جدا هستند. فارسی زبانی هندواروپایی و خویشاوند لاتین، یونانی و سانسکریت است؛ عربی زبانی سامی است و با فارسی خویشاوندی ندارد. ایران در سدهٔ هفتم به دست سپاه عرب فتح شد اما عربزبان نشد و فارسی را به عنوان زبان ملی خود نگاه داشت.
این آبراه در ادبیات جغرافیایی یونانی، لاتین و عربی بیش از ۲٬۵۰۰ سال «خلیج فارس» نامیده شده است؛ سازمان ملل متحد در سالهای ۱۹۷۱ و ۲۰۰۶ نام «خلیج فارس» را به عنوان تنها نام رسمی تأیید کرد. این نام بازتاب حضور دیرپای ایرانیان در کرانهٔ شمالی است.
تقویم رسمی ایران، هجری شمسی است که بازماندهٔ پالایشیافتهٔ تقویم جلالی عمر خیام (۱۰۷۹) به شمار میرود. این تقویم یکی از دقیقترین تقویمهای در کار است که چرخهٔ کبیسهٔ آن تنها یک روز در هر ۱۱۰٬۰۰۰ سال خطا دارد — دقیقتر از تقویم گریگوری.
حدود ۹۰ تا ۹۵٪ ایرانیان مسلمان شیعهٔ دوازدهامامیاند و اقلیتی سنی (بیشتر کرد، بلوچ و ترکمن) نیز هست. همچنین جوامع مسیحی (ارمنی و آشوری)، یهودی، زرتشتی و بهائی در ایران زندگی میکنند که بسیاری از آنان دو هزاره یا بیشتر در این فلات حضور پیوسته داشتهاند.
«بنیآدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»
سرلوحهٔ تالار ملل سازمان ملل متحد در نیویورک.