
سارد
حدود ۵۶۰ پ.م – سدههای ۳ میلادیزادگاه دریک و سیگلوس و ضرابخانهٔ اصلی سکههای هخامنشی با نقش شاه کماندار. پس از اسکندر نیز یکی از مهمترین ضرابخانههای هلنی و رومی باقی ماند.
جغرافیای سکهٔ ایرانی — پانزده شهر که دریک، درهم ساسانی، دینار عباسی، عباسی صفوی و تومان مدرن را ضرب کردهاند. بیشتر این ضرابخانهها در دورههای پیاپی فعال بودهاند و میراثی لایهلایه بهجا گذاشتهاند.
پیش از سدهٔ نوزدهم، هر سکهٔ ایرانی با دست ضرب میشد. حکاک، نقش را بهصورت آینهای و وارونه بر سطح سنبهٔ فولادی سختشده حک میکرد — یک سنبه برای روی سکه، یک سنبه برای پشت آن. یک قرص فلز خام (فلان)، بریده و توزینشده مطابق استاندارد، میان دو سنبه قرار میگرفت؛ سنبهٔ پشت معمولاً در سندان ثابت بود و سنبهٔ رو در دست یا نگهدارنده قرار داشت. یک ضربهٔ چکش سنگین، فلز را همزمان به هر دو نقش میفشرد و سکه را میساخت. چون این فرایند دستی بود، سنبهها فرسوده و ترکدار میشدند و اغلب در میانهٔ ضرب دوباره حک یا جایگزین میشدند — به همین دلیل سکههای یک شاه، یک ضرابخانه و یک سال میتوانند گونههای سنبهای کوچک متعددی داشته باشند.
ضرب چکشی در ایران تا دورهٔ قاجار همگانی باقی ماند. ناصرالدین شاه در دههٔ ۱۸۷۰ م دستگاههای پرس پیچی و تجهیزات ضرب ماشینی از بریتانیا وارد کرد و ضرابخانهٔ تهران نخستین کارگاه کشور برای سکههای ماشینی شد، با سنبههایی بهمراتب دقیقتر و سکههایی با قطر و ضخامت تقریباً یکسان. ضرابخانههای ولایتی که توان مالی خرید این تجهیزات را نداشتند، بهتدریج تعطیل شدند و تولید سکهٔ ملی برای نخستین بار در تاریخ ایران در پایتخت متمرکز شد.
تمایز دیگری که در سراسر این سابقه جاری است، ضرب سلطنتی در برابر ضرب ولایتی است. ضرابخانههای سلطنتی یا «پایتختی» — تختجمشید زیر هخامنشیان، تیسفون زیر ساسانیان، اصفهان زیر صفویان، تهران زیر قاجاریه و پهلوی — به نام و اغلب زیر نظارت مستقیم پادشاه ضرب میکردند، معمولاً با بهترین سنبهها و دقیقترین کنترل وزن. ضرابخانههای ولایتی زیر فرمان یک والی یا حاکم محلی کار میکردند، گاه به نام پادشاه و گاه، در لحظات ضعف حکومت مرکزی، به نام خودشان.


زادگاه دریک و سیگلوس و ضرابخانهٔ اصلی سکههای هخامنشی با نقش شاه کماندار. پس از اسکندر نیز یکی از مهمترین ضرابخانههای هلنی و رومی باقی ماند.

پایتخت ماد و اقامتگاه تابستانی هخامنشیان. نشانهٔ ضرابخانهٔ «HMD» روی درهمهای اشکانی دیده میشود و بعدها از ضرابخانههای فعال غرب ایران در دورهٔ اسلامی بود.

قلب آیینی شاهنشاهی هخامنشی. پس از اسکندر، شاهان محلی فْرَتَرَکَه و سپس شاهان پارس درهمهای نقره با نقش آتشدان و کماندار در اینجا ضرب میکردند.

پایتخت اداری هخامنشیان و بعدها ضرابخانهٔ پادشاهی اِلیمائی با تتْرادراخمهای برنزی و نگارهٔ روبهروی شاه.

تأسیس سلوکوس یکم و ضرابخانهٔ اصلی تتْرادراخمهای اشکانی، تاریخگذاری شده بر اساس تقویم سلوکی.

پایتخت زمستانی ساسانی. نشانههای ضرابخانهٔ «WH» احتمالاً به اینجا تعلق دارد؛ مرکز اصلی تولید انبوه درهمهای خسرو اول و دوم.
ضرابخانهٔ مهم مرز شرقی. نشانهٔ ساسانی «MY» از اینجاست و بعدها پایتخت معدن نقرهٔ سامانی پیش از ویرانی مغول در ۶۱۸ ق.

قلب اقتصاد درهم نقرهٔ سامانی که سکههایش به انبوه به روسیه و اسکاندیناوی دورهٔ وایکینگ میرسید.
دو پایتخت سامانیان؛ دینار طلای بخارا برای دو سده استاندارد طلای آسیای میانه بود.

پایتخت خلافت عباسی. اصلاحات هارونالرشید بر دینار و درهم، الگوی همهٔ سرزمینهای اسلامی شد.
ضرابخانهٔ مهم اشکانی و ساسانی با نشانهٔ «RY». با حملهٔ مغول در ۶۱۷ ق ویران شد و بعدها تهران جای آن را گرفت.

پایتخت ایلخانان و ضرابخانهٔ اصلی شاه اسماعیل صفوی. در دورهٔ قاجار محل ضرب سکههای ولیعهد بود.

پایتخت صفوی از ۱۵۹۸؛ ضرابخانهٔ اصلی عباسی و شاهی. در دورههای افشاری و قاجار نیز فعال ماند.

حرم امام رضا (ع). نادرشاه در همین شهر تاجگذاری کرد و برای تأمین هزینهٔ لشکرکشی به هند، سکه ضرب کرد.

پایتخت از زمان آغامحمدخان قاجار. ضرابخانهٔ سلطنتی، تومان اصلاحشدهٔ ناصرالدین شاه و تمامی سکههای مدرن ایران را ضرب کرده است.
پایتخت کریم خان زند که به نام امام غایب و نه به نام خود سکه ضرب میکرد. تا سدهٔ نوزدهم ضرابخانهٔ ولایتی فعال قاجار بود و تومان و قِرانهای ویژهٔ منطقهٔ فارس را تولید میکرد.
شهر تجاری کویری که ضرابخانهاش راههای کاروانی به کرمان و هند را پشتیبانی میکرد. نقرهٔ یزدی دورههای صفوی و قاجار نسبتاً کمیاب است.
زیر فرمان سلسلههای منطقهای و شاهنشاهی بسیاری سکه ضرب کرد؛ نشانهٔ ساسانی «KL» نیز به این استان منسوب است. نادر شاه در لشکرکشیهای شرقی خود بهشدت به نقرهٔ کرمان متکی بود.
برای مدتی کوتاه پایتخت صفوی زیر فرمان شاه تهماسب یکم (۱۵۴۸–۱۵۹۸) بود، پیش از انتقال دربار به اصفهان، و در آن دوره ضرابخانهٔ اصلی شاهنشاهی بهشمار میرفت.
پایتخت اصلی فرهنگی و ضرابخانهای تیموریان زیر فرمان شاهرخ و سلطان حسین بایقرا. بعدها میان ایران صفوی، گورکانیان و سرانجام حاکمان افغان مورد نزاع بود.
نادر شاه پس از غارت دهلی در ۱۷۳۹ م، روپیههای به وزن گورکانی در اینجا ضرب کرد تا بازگشت خود را با طلای هند تأمین مالی کند. بعدها ضرابخانهٔ بنیانی دولت مستقل درانی افغان زیر فرمان احمدشاه درانی شد.
بندر و ضرابخانهٔ کرانهٔ خزر که تجارت ابریشم و نقره با روسیه را پشتیبانی میکرد. سکههایش وضعیت نیمهخودمختار گیلان و تماس تجاری فراوان با بازرگانان روسی را بازتاب میدهد.
خاستگاه ایل قاجار پیش از رسیدن به تخت. زیر فرمان صفویان و افشاریان سکه ضرب کرد و پس از آنکه سلسلهٔ قاجار که در آن پرورش یافته بود عنوان شاهنشاهی گرفت، اهمیت ویژهای یافت.
نشانهٔ ضرابخانه روی یک سکهٔ ایرانی، فشردهترین سند تاریخ پولی است: یک تا چهار نویسه که میگویند سکه در چه شهری و گاه در چه کارگاهی ضرب شده. خواندن این نشانهها، کلید فهم بیشتر مجموعههای سکهشناسی ایران است. در دورهٔ هخامنشی، نشانهای روی سکه نیست — دریکها و سیگلوسهای سارد بدون امضای ضرابخانهاند و انتسابشان از روی تیپ، وزن و یافتگاه باستانشناختی برآورد میشود. در دورهٔ اشکانی، تتْرادراخمهای سلوکیه تاریخ سلوکی دارند ولی نام شهر را به ندرت ذکر میکنند؛ درهمهای نقره، مونوگرام کارگاه را زیر کماندار حمل میکنند که اِکباتانه (HMD)، ری (RY) و مرو (MY) از معروفترینهایشان است.
اصلیترین پیشرفت در سکهٔ ساسانی رخ داد. خسرو یکم در اصلاحات دههٔ ۵۳۰ م، فرمت پیوستهای را تثبیت کرد که هر درهم نازک نقره را در سه نقطه از حاشیه پشت سکه نشانهگذاری میکند: نام شهر ضرابخانه به اختصار پهلوی در سمت چپ، سال جلوس شاه به عدد در سمت راست. به این دلیل، درهمهای دورهٔ خسرو دوم بهتنهایی نقشهای از فعالیت اقتصادی شاهنشاهی بهدست میدهند که حدود سی شهر را در بر میگیرد، از مرو تا تیسفون تا کرمان.
اصلاح سکهٔ عبدالملک در ۷۷ ق، نام شهر را بهطور علنی و کامل به عربی روی درهم نوشت: «ضُرِبَ هذا الدِّرهَم بِالکوفَة سَنَة سَبع و سَبعین». این الگو در همهٔ سلسلههای ایرانی دورهٔ اسلامی — طاهری، سامانی، آلبویه، سلجوقی، خوارزمشاهی، ایلخانی، صفوی، افشاری، زند، قاجار — حفظ شد. به همین دلیل، سکههای اسلامی ایران تقریباً همیشه قابل انتساب دقیق هستند: شهر و سال هجری روی خود سکه نوشتهاند.
در دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار، نشانهٔ ضرابخانه تحولی فنی هم پیدا کرد: با ورود ماشین ضرب از بِرمنگام در ۱۲۹۰ ق، ضرابخانهٔ تهران به مرکز چاپ سکهٔ ملی تبدیل شد و ضرابخانههای ولایتی بهتدریج تعطیل شدند. بر روی تومانهای ماشینی، نام «ضربِ تهران» یا تنها «طهران» بهصورت یکسان روی همهٔ سکهها ظاهر میشود. پس از ۱۳۱۱ ش، تمام سکههای ریال ایران فقط در ضرابخانهٔ تهران ضرب شدهاند — جغرافیای بیستوپنجقرنی ضرابخانههای ایران، در یک ساختمان واحد فشرده شد.
برای خواندن یک سکهٔ ناشناخته، نخست به جنس فلز و وزن نگاه کنید — اگر درهم نازک نقره و حدود ۴ گرم است، احتمال زیادی دارد ساسانی یا اسلامی اولیه باشد. سپس به خط: نوشته به پهلوی است یا کوفی یا نسخ. سرانجام، در حاشیه دنبال نام شهر بگردید. نشر «ضرابخانههای اسلامی» (Diler) و فهرست استاندارد آلبوم (Album's Checklist) دو مرجع جیبی هستند که خواندن این نشانهها را بسیار آسان میکنند.